لحظه ورود به کره خاکی جوجه سوخاری مامان و بابالحظه ورود به کره خاکی جوجه سوخاری مامان و بابا، تا این لحظه: 13 سال و 7 ماه و 13 روز سن داره

عشق بابا + عشق مامان = نی نی کپله

محرم 1394

سالگرد ازدواج

سلام ناز گلم تو عشقمونی وما سازدهمین سال عروسیمون رو با یه فرشته کوچولو جشن گرفتیم البته چون ماه رمضان بود نتونستیم خیلی خوراکی آماده کنیم وکیک بگیریم ولی با کمک شما تزیینات وانجام دادیم وبابایی رو حسابی سولپرایز کردیم دوتاییمون عروس شده بودیم به قول شما کلی کیف کردی ان شاالله روزی عاقبت به خیری ناز گلم و ببینم   ...
3 تير 1395

چهل ماهگی مبارک

سلام عشق ما شیشه عمرم چهل عدد مقدسی وتو قرآن اومده بالاخره یه چهل دیگه رد شد و خدا روشکر که چهل ماه از اومدن وبال زدن و نفس کشیدن یه پری کوچولو به خونمون میگذره امیدواریم که همیشه و شاد وسالم در کنارمون باشی آبنبات چوبی یادت نره من و بابایی عاشقتیم و روزی هزاران بار شکر که تو هستی و نبض زندگی سه نفرمونی راستی فردا قرار امتحانی بری کلاس زبان ببینم میمونی الان هم شبا تو اتاق خودت میخوای و کلی کلمه انگلیسی و ایه از قرآن یاد گرفتی بوس بوس نفس
22 خرداد 1395

پر کن ببر

سلام نفس مامان خوشمل من دیشب بابابا جون اینا رفتیم یه رستوران خوشمل هر چی دوست داشتی پر میکردی میخوردی شما هم کلی ذوغ کردی بعدم سمبوسه خواستی کلی کیف داد اما عکساشو تو گوشی ندارم به زودی برات میزارم وبعدم رفتیم پارک حسابی بازی کردی و چرخ و فلک سوار شدی با بابا جون  اینقدر خسته شده بودی تو ماشین خوابت برد ...
21 خرداد 1395

فیلم عروسی

سلام عشق مامان امروز رفتیم خانه کودک برا کارمون از نی نی ها عکس گرفتیم بعدم شما بازی کردی و رفتیم خونه عمه اینا وبا پسر عمو ابوالفضل رفتی فوتبال دستی بازی کردی ناز گلم بعد هم اومدیم خونه و شما برای اولین بار فیلم عروسیه مامان وبابا رو دیدی البته ما زیاد میدیدیم اما این دفعه شما بعد چند وقت کاملا میدونستی فیلم ماست میگفتی منو نبری عروسیتون عیب نداره من تو دل تو ام مامان منو بابایی هم کلی خندیدیم
19 خرداد 1395

پارک

سلام عشق مامان اینقدر دوست دارم تو رو بخورم دوباره بری توی دل مامان دیگه به هیچ کس نشونتم ندم ولی حیف این یه رویاست وتو برای همیشه عروسک مخملی من شدی عشقم امروز بابابایی رفتیم پارک حسابی اتیش سوزوندی تازه اب بازیم کردی یه کار جالبتم این بود که کفشات رو در آوردی شصت پاهات رو برگردوندی ومثل یه بالرین دور حوض راه رفتی ببین چی کار کردی ناقلا ...
14 خرداد 1395

جوجه رسمی

سلام عشق من امروز گفتی میخوام برم بیرون منم به بابایی زنگ زدم که نگران نشه بعد رفتیم پارک بعدم اومدیم مغازه وپسر عمو دو تا جوجه رسمی خوشمل خریده بود کلی ذوق کردی و میگفتی میخوام بهش غذا بدم و این کارو انجام دادی اینم ثبت دوربین    ...
11 خرداد 1395

پارک با پسر عمو

جیگر مامان سلام خوبی فرشته آسمونی امروز گفتی میخوام برم پارک با دوچرخه من اول شما رو بردم مغازه بابا جون بعد از اونجا با بابا وپسر عمو ابوالفضل  رفیتم پارک کلی کیف و ذوق کردین عکسای چاپی رو هم گرفتیم اینم  عکسای ثبت شده ...
11 خرداد 1395

جدیدترین عکس دختر عموها و پسر عموها

سلام جیگرم امروز حلوا درست کردیم بردیم برا زن عمو تصمیم گرفتیم عکس بگیریم مگه شما وروجکها وای میستادین به زور یکی گرفتم البته اونم به خاطر قاب گوشی این شکلی شد البته طاها هم نبود انشاالله دفعه بعد بهتر میگیرم     ...
31 ارديبهشت 1395

گل بازی

سلام جیگر مامان امروز با وسایلای گلی که از نمایشگاه گرفته بودیم گلی بازی کردیم جیگر مامان نانازم این از اثار هنری من و شما دختر عسلم عاشق کیک تولد و کیک درست کردن بعدش با لو گوهات برام کیک درست کردی با مداد رنگی براش شمع گدذاشتی البته قبلش برام نی نی هاتو رو تختت خوابوندی اون نی نی کوچو لو را هم گذاشتی دوچرخه سواری کنه ...
31 ارديبهشت 1395